nini30ya30

شعر

1392/3/6 7:09
نویسنده : حسین رضایی
847 بازدید
اشتراک گذاری

چقدر خون که ريخته است پاي سروِ انقلاب            

   چقدر صبر کرده پاي اين درخت، آفتاب

چه سنگ ها به پاي اين درخت، خاک گشته اند/

چه دست ها که ريختند پاي اين درخت، آب/

چه زخم ها که خورده از قساوت تبر، درخت

/چه دردهاي بي شمار و رنج هاي بي حساب/

چه روزها که از خوشي شکوفه داده شاخه هاش/

چه روزها که برگ هاش سوخته از اضطراب/

چه روزها دلش گرفته و نبوده شانه اي/

چه روزها که تشنه بوده و نديده جز سراب

/بِايست! لحظه اي بِايست و اين درخت را ببين!/

ببين چگونه برگ داده اين درخت با عذاب

/امانت است دست تو «درخت» و خون صد شهيد/

ريخته تا که سبز گشته برگ هاي «انتخاب

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به nini30ya30 می باشد